تبليغاتX
نمونه سوالات حسابان
نمونه سوالات حسابان
نمونه سوالات جدید درس های حسابان و کامپیوتر

وقت طلاست

به وقت ایران می باشد .

پروفایل





پیوندها
اينم لينك آقاي دشتي دبير زبان ابركوه
روابط عمومی آموزش و پرورش
آموزش و پرورش یزد
وبلاگ دبيرستان عصمت
وبلاگ هیئت عزاداران دروازه میدان
سایت مهندس درگاهی
وبلاگ آقای علی قدیریان
وبلاگ آقای عباس معمارزاده
وبلاگ آقای محمد رازقی
وبلاگ آقای خان محمدی اندیشه تهران
پرفسور حسابی
سایت ریاضی سرا
اینم وب سایت علیرضا درگاهی
وبلاگ یه پرسپولیسی(آقا معین فاتحی از شیرار)
با شاگردان مدرسه عشق
وبلاگ دبیرستان زینب
وبلاگ آقای محمد نجفی
سایت دانلود نرم افزار ریاضی
سایت رسمی باشگاه پرسپولیس
بچه های دوم ریاضی دبیرستان امام علی(ع)
کد های جالب زیبا کردن وبلاگ
خبرگراری ورزش ایپنا
خبرگراری ورزش فارس
مجموعه عکسهای من
مقر جوک و لطیفه
خبرگزاری مهر(ورزشی)
قطره
خرین اخبار ورزشی ایران و جهان
با شاعران پارسی زبان
یه سرم اینجا بزنید
بهترین نرم افزار گوشی موبایل
نرم افزار وب
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی

پیوندهای روزانه
گالری عکس من
سایت باشگاه پرسپولیس
این هم یه وبلاگ دیگه از خودم
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی
آرشيو پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ
  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

کل بازديد ها :
تبلیغات
 
جای بنر های شما
 
نرم افزار فرمول نويس استاد
 
نرم افزار فرمول نويس استاد
نرم افزار مهندسی

مشاهده مي كنيد كه در امتحانات دبيرهاي شما برگه هاي امتحان رياضي را به صورت تاپيپ شده تحويل  دانش آموزان مي دهد و شايد شما هم تلاش كره باشيد كه خودتان يك تحقيق يا مساله رياضي را تايپ شده تحويل دهيد و به احتمال زياد هم برنامه Word را باز كرده ايد . ولي خودتان متوجه مي شويد كه اين نرم افزار word مناسب تاپيپ فرمول هاي رياضي نيست .اگر در این کار مبتدی باشید حتماً از سختی تایپ کلافه می شوید، نرم افزار فرمول نویس استاد شما را قادر می سازد که در کمترین زمان فرمولهای درس ریاضی خود را ایجاد نمایید. مترجم داخلی این نرم افزار شما را قادر می سازد تا فرمولهای خود را به درستی رسم و اصلاح نمایید. با استفاده از بخش فرمول شما می توانید از فونتهای بیشمار سیستم خود و رنگهای دلخواه خود جهت فرمول نویسی استفاده نمایید و آنرا با پسوندهای گرافیکی Bitmap و Transparent Gif در رایانه خود ذخیره نمایید. این نرم افزار برای دبیران ریاضی و دانش آموزان مناسب می باشد و نیاز به نصب جهت اجرا ندارد. نرم افزار فرمول نویس استاد، دارای اعداد فارسی می باشد که آنرا برای طرح سوالات توسط دبیران مناسب می نماید. اين نرم افزار محصول گروه گهرآريا خزر مي باشد و توسط ميهن دانلود بدون هيچ دستبردي و تغييري براي عموم قرار داده شده است .

قابلیت های کلیدی نرم افزار فرمول نویس اُستاد:

- درج سریع فرمولها به کمک منو های برنامه و یا تایپ مستقیم
- استفاده از نرم افزار بدون نیاز به نصب در هر مکان
- مترجم داخلی جهت بهبود فرمول نویسی و رفع عیوب
- امکان استفاده از فونتهای مختلف سیستم برای فرمول نویسی
- امکان تعیین رنگ زمینه و متن فرمول جهت رسم فرمول
- خروجی گرافیکی Bitmap و Gif جهت درج در word و سایر نرم افزارها
- راحتي كار با نرم افزار و توانايي ايجاد تغييرات روي همه موارد
- داشتن نوار دستورات براي وارد كردن دستور
- حجم پايين نرم افزار
- همراه داشتن چند فونت به صورت پيشفرض
- و ...



[+] نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط مهدی درگاهی |
 
تصاعد هندسی
 

تصاعد هندسی

به دنباله‌ای که رابطه بازگشتی آن باشد یک دنباله هندسی یا تصاعد هندسی گفته می‌شود.
را قدرنسبت تصاعد هندسی می‌نامیم.
اگر و باشد، دنباله اکیداً صعودی خواهد بود و اگر و دنباله اکیداً نزولی خواهد بود.
رابطه صریح دنباله هم به صورت می‌باشد که واضح نیز به نظر می‌رسد.
مسأله‌ای که در تصاعد هندسی قابل تأمل می‌باشد مجموع جملات آن است.
اگر را مجموع جملات تا تعریف کنیم:

آنگاه دنباله‌ای با رابطه بازگشتی زیر خواهد بود:

اما مقدار صریح نیز به سادگی قابل محاسبه می‌باشد که داریم:


مثال

اگر مجموع جملات دنباله هندسی با عنصر اول و قدرنسبت و مجموع جملات دنباله هندسی دیگری با همان عنصر اول ولی قدرنسبت باشد. رابطه و را بدست آورید؟
حل .





[+] نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط مهدی درگاهی |
 
ایمیل نویسنده به در خواست دوستان
 

Mehdidargahi40@gmail.com



[+] نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط مهدی درگاهی |
 
يادي از«اول مهر»، روز شروع مدارس در ايران
  . . زندگي راستي چه زود مي‌گذرد! انگار همين ديروز بود. وقتي که از مدرسه مي‌آمديم، با بغضي چمبره زده در گلو و کف دستي تاول زده از ترکۀ آلبالو، و مادر که دلسوزانه به تسلاي ما، و يا شايد به دلوجوئي از خودش، با همۀ دانايي که داشت زمزمه مي‌کرد: «بچه جون تو هنوز نميدوني. از قديم گفته‌اند چوب معلم گُله . . .!»

واقعا که زندگي راستي چه زود مي‌گذرد! انگار همين ديروز بود که مادر با تعجيل و شتابي در قدم‌هايش دست تو را گرفته بود و در درازناي خياباني آنسوترک محله و خانه کشيده مي‌شد و به دنبال خودش مي‌کشاندت. دير شده بود. آنقدر که در خانه دل دل کرده بودي و به دلشورۀ اولين روز مدرسه پا از پا برنداشته بودي، دير شده بود.

مادر با گام‌هاي کشيده‌اش تو را به دنبال مي‌کشيد و بال چادرش در باد بال بال مي‌زد و کشيده مي‌شد. رگه‌اي از سوز سرما در تن هوا بود. دست مادر اما گرم و مهربان. گاهي که قدم‌هايش را سست مي‌کرد تا نفست راست شود و پس نيفتي، فرصتي مي‌شد تا نگاهت به نگاهش بيفتد. نگاهي که آميزه‌اي از غرور و ترحم بود. (غرور شايد از اينکه فرزندش به بار نشسته و به سن مدرسه رسيده. ترحم اما چرا. . .!؟)
مي‌بردت تا تو را به مدرسه بسپاردت. مي‌رفتيد تا تو بماني و او برگردد.
تجربۀ اولين جدايي‌ات شايد.

تو در آن سوي در و ديوار و نيمکت و تخته‌هاي سياه مي‌ماندي و مادر تمام راه را، و اين بار نه به شتاب، که انگار دل‌شکسته و پاره‌اي از جانش در جايي جاي مانده برمي‌گشت، شايد حتي پاي چشمش هم تر شده بود. نمي‌دانستي. ولي اين را مي‌دانستي و حتما امروز هم به ياد داري. اينکه چه دلتنگ شده بودي. چه تنها مانده بودي. غربت غروبي پاييزي بر دلت نشسته بود و تو در خودت شکسته بودي. . . مادر رفته بود و تو انگار تازه معناي آن حس ترحم را در نگاهش مي‌فهميدي. راستي که چقدر قابل ترحم بودي آن‌روز. . .
روز اول مهر ماه سالي که براي اولين بار به مدرسه رفتي. . .

زندگي راستي چه زود مي‌گذرد. انگار همين ديروز بود. درازناي درد را مي‌گويم که از بند انگشت شروع مي‌شد و تا فرق سر تير مي‌کشيد.
درد که مي‌گويم، نه آنقدر سخت که مثل مردن. شايد آنقدر تلخ و عذاب‌آور که مثل شکنجه.
معلم خط را مي‌گويم. قلم‌هاي ني را که يادت هست؟ بارها از خودمان پرسيديم چرا وقتي معلم خط با هر چه زور که داشت شکنندگي انگشتانمان را در بند بند ني ضرب مي‌کرد، قلم ني نمي‌شکست!؟

راستي که چه قلم‌هايي داشتيم. چه شيشه‌هاي مرکب‌هايي. چه ليقه‌هاي دواتي. . . يادت هست؟ چه خطي مي‌نوشتيم. «جور استاد به از مهر پدر» چه مي‌دانستيم. شايد هم استاد خط داشت جور مهر پدر را مي‌کشيد و ما نمي‌فهميديم.
حرف مادر را يادت هست؟ اينکه: «بچه جون تو هنوز نمي‌فهمي. از قديم گفته‌اند چوب معلم گُله» و عجيب اينکه امروز و هنوز هم نمي‌فهميم. اينکه چرا و چطور يک معلم مي‌توانست آنهمه بد باشد.

ولي نه. از حق هم نبايد گذشت. معلم‌ها همه هم آنقدرها بد نبودند. از اجبار و اتفاقي که شايد چند نفري را هم به کلاس و لباس معلم‌ها کشانده بود بگذريم، به گذار ايثار و مدرا و محبت مي‌رسيم که بسياري از معلمان من و تو از ساکنان قانع و صبور آن بودند.
چارسوق اين گذر به شمع وجود آن نازنينان روشن بود، و هم آنان، قلندران بيدار شب‌هاي بلند ندانستن‌هاي من و تو بودند. پس، يادشان در تاريک‌خانۀ خاطر ما روشن باد.

راستي که اين قافلۀ عمر چه زود مي‌گذرد! اول مهر ماه سالي که پشت نيمکت مدرسه‌اي در جايي از آنجا که زبان همکلاس و معلم و درس و کتابش زبان مادر بود و زبان مادري‌مان بود، تا امروز اول مهر ماه که ايستاده يا نشسته‌اي در گوشه‌اي از سرزميني که پدري نيست و زبانش هر چه که هست، مادري نيست.

راستي که چقدر دلم تنگ است براي آن نيمکت چوبي رو به تخته سياه مدرسه‌ام. براي همهۀ بچه‌ها در حياط مدرسه. براي نقشۀ ايراني که آنجا در کلاس و بر ديوار آويزان بود. براي صداي گرم و روشن معلمم که به زبان مادري از سرزمين پدري مي‌گفت. . .

و بالاخره که امروز، در خطي از مدارات دوم يا سوم زمين باز به هم مي‌رسيم. با کوله‌باري از خاطرات و يادها. خاطرات و يادهايي که در گذران اينهمه سال جاي جاي کمرنگ و بيرنگ شده. درست مثل رنگ جوگندمي موهاي من و تو. به هم مي‌رسيم. نگفته، انگار که گفته‌ايم، گذشته‌ها گذشته. حالا ديگر نگران سرزمين پدري‌امان هستيم و زبان مادري بچه‌هايمان.

قافلۀ عمر مي‌گذرد. و چه تند و با شتاب. من و تو نيز با اين قافله همراهيم و مي‌رويم. خاطرات و يادهايمان پاک و کمرنگ مي‌شود. رشته‌هاي نقره‌اي و سفيدي که به نقد جواني خريده‌ايم، زينت موهايمان مي‌شود و نگاه‌هايمان نگران آينده است. ما ـ من و تو ـ ما همدرس و مدرسه‌اي‌هاي قديم. همکلاسي‌هاي آن‌روزها. .



[+] نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 توسط مهدی درگاهی |
 
قصه ای از شب
   شب است
 شبی آرام و باران خورده و تاریک
 کنار شهر بی غم خفته غمگین کلبه ای مهجور
فغانهای سگی ولگرد می اید به گوش از دور
 به کرداری که گویی می شود نزدیک
درون کومه ای کز سقف پیرش می تراود گاه و بیگه قطره هایی زرد
زنی با کودکش خوابیده در آرامشی دلخواه
 دود بر چهره ی او گاه لبخندی
که گوید داستان از باغ رؤیای خوش ایندی
 نشسته شوهرش بیدار ، می گوید به خود در سکوت پر درد
 گذشت امروز ، فردا را چه باید کرد ؟
کنار دخمه ی غمگین
سگی با استخوانی خشک سرگرم است
دو عابر در سکوت کوچه می گویند و می خندند
دل و سرشان به می ، یا گرمی انگیزی دگر گرم است
شب است
شبی بیرحم و روح آسوده ، اما با سحر نزدیک
نمی گرید دگر در دخمه سقف پیر
و لیکن چون شکست استخوانی خشک
به دندان سگی بیمار و از جان سیر
زنی در خواب می گرید
نشسته شوهرش بیدار
خیالش خسته ، چشمش تار


[+] نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388 توسط مهدی درگاهی |
 
مطالب گذشته
  نرم افزار فرمول نويس استاد
تصاعد هندسی
ایمیل نویسنده به در خواست دوستان
يادي از«اول مهر»، روز شروع مدارس در ايران
قصه ای از شب
تصاعد !!
یک کاغذ را چند بار می توان تا کرد؟
اثبات مساحت دایره و یک بحث انتگرال (جالبه ببینید)
بعد از مدتها
محاسبه عجیب!!!
نحوه مطالعه ریاضی
64=65
سه مساله ریاضی :
خطای دید
صد سال به این سالها عیدتون مبارک
شعر نوروز در زمستان/ احمد شاملو (ويژه نوروز )
شعر به مناسبت یار سفر کرده علیرضا اکرمی(خانم عسکریان)
این بار نیز تسلیت
بد نیست یه ضرب انجام بدین
فرکتال در مثلث خیام – پاسکال
 
منوی اصلی
صفحه نخست
ایمیل به مدیر
وضعیت در یاهو


نویسنده

آرشیو موضوعی
نمونه سوالات حسابان
نمونه سوالات کامپیوتر
نمونه سوال ریاضی عمومی
نمونه سوال حساب و دیفرانسیل

آرشیو وبلاگ
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
خرداد 1386
دی 1385
آذر 1385

نظرسنجی
جای کد نظرسنجی




Copy Right © http://mehdi-dargahi.blogfa.com .:. Template Design By : GHALEBKADEH